به نام جاودانه
در گوشه گوشه این دهر کهن به دنبال گمشدهای میگشتم. به دنبال واژهای که نیاز درونم را احیـــا سازد. سوار بر بـــال قاصدکی بر در تک تک خانهها در زدم.
عشق را در لبخند دختـــــرک فقیـــــری یافتم که لبـــاس پــرچین و بلند تازهاش را بر تن کــرده بــود تا شاید وصلههــای اعمـــاق درونش را مخفــــی ســــازد.
عشق را در نگاه پسرکی یافتم که با حسی سرشار از غرور همراه بود همان هنگام که کمربند تازهاش را مانند عکس یادگار پدرش بر اندام نهیفش جابجا میکرد تا نشان مردانگی را در خود به اوج برساند.

عشق را در
جای جای چین و شکن صورت مادری یافتم که شبی آرام و بی دغدغه را بدور از گرسنگی
فرزندان سر بر بالین مینهاد و میرفت تا تمامی غصهها و پریشانیهایش را به طلوع
صبح بسپارد.
عشق را در نهانخانه دل پیرزن و پیرمرد تنهایی یافتم که هنوز در اندیشه داشتن مرهمی بنام فرزند به سر میبردند که این رویای زیبا پوششی برای تمامی نداشتنهایشان بود.
عشق را در دستان پینه بسته پیرزنی یافتم که برای گذران زندگی سه فرزند یتیم معلولش در سرمای زمستان پس از دست کشیدن از کار، زخمهایش را با گرمی آتشی مرهم میگذاشت.
در جای جای خانه دلها چه میگذشت؟ چه بسیار بودند دلهایی که ناگفتههایی در خود جای داده بودند. چه بسیار بودند دستهایی که فقط آرزو میکردند، آرزوی یافتن، آرزوی پیدا شدن، آرزوی رسیدن.
چه زیباست جواب حقیقی این آرزو گشتن. چه زیباست تجلی حضور زیبای من و تو. و خوشا بحال آنان که در حرم دل به طواف نشسته و احرام انسانیت به تن کردهاند.

اکنون آغازی است برای لمس عشق، شاید امروزِ من و تو انتهای این عشق ما باشد. من و تو بازیگر این دهریم و یا تماشاگر آن؟ بازیگر عشقیم یا تماشاگر پرپر شدن گلی که به غنچه ننشسته است؟ تصمیم با ماست که تماشاگر بمانیم یا که شور عشق و هستی را سر داده و بازیگر ناب عشق گردیم. چه زیباست لبخندی را بر لب بیخانمانی نشاندن. چه زیباست جواب یکی از آههای یتیمی شدن، و چه زیباست گرد امید و هستی را در صحنه حیات انسانی نشاندن.
بیا تا سنگ قلبها را صیقل دهیم، قفل زبانها را بشکنیم، احساس مرده جانها را حیات بخشیم، شور محبت را به دلها بازگردانیم و همه دست در دست هم متصل به یگانه مظهر عشق، بذرهای امید را بر دلهای خسته بنشانیم و چراغ روشن خانههای تاریک همگوهرانمان گردیم. و عشق را به وسعت ابدیت جاری سازیم، عشقی که نه لیلی و مجنون و نه خسرو و شیرین توانند ادعای حتی لحظهای از آن را برآرند.

این همه به خاطر حضور زیبای توست، تو که تجلی وجود عشقی، و بهانهای برای حضور آن، تو که معشوقه خداوندی و نام او را در بلندای واژه بینیازی بر عرش میرسانی. تو که تجسم حقیقی فرشته رحمتی. عاشق باش و عاشق بمان و بگذار تا از عشق وجودت همگان سیراب گردند.
بیـــا تا عشقمــان را بر تک تک دستـــان نیــازمنـــد کوچک و بزرگ جـــاری ســازیم تــا برگــرد مظهـــر هستـــی به پـــرواز درآئیم و بـا هم ســـرود یگانگی را سر دهیم.

لیست اقلام مورد نیاز طرح 220 بسته مواد غذایی و شوینده اهدائی به نیازمندان
ویژه نوروز 87
بگذار دستهایمان را بهم گره کنیم دستی به وسعت هستی بسازیم و هستی را آنگونه که شایسته است بیارائیم
|
ردیف |
کالا |
سهم هر خانواده |
مقدار کل مورد نیاز |
ملاحظات |
|
1 |
برنج |
5 کیلوگرم |
1100 کیلوگرم |
|
|
2 |
قند |
1 کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
3 |
شکر |
1کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
4 |
چای |
5/. کیلوگرم |
110 کیلوگرم |
|
|
5 |
رب 1 کیلوگرمی |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
6 |
روغن 1 کیلوگرمی (1 لیتری) |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
7 |
ماکارونی |
2 بسته |
440 بسته |
|
|
8 |
عدس |
1 کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
9 |
لوبیا |
1 کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
10 |
نخود |
1 کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
11 |
لپه |
1 کیلوگرم |
220 کیلوگرم |
|
|
12 |
سویا |
5/. کیلوگرم |
110 کیلوگرم |
|
|
13 |
شکلات |
1 بسته |
220 بسته |
|
|
14 |
صابون |
3 قالب |
660 قالب |
|
|
15 |
پودر لباسشویی (دستی) |
2 عدد |
440 عدد |
|
|
16 |
مایع ظرفشویی |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
17 |
شامپو |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
18 |
خمیر دندان |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
19 |
گونی بزرگ |
1 عدد |
220 عدد |
|
|
20 |
البسه نو و یا کهنه |
|
|
* چه نیکوست که هریک از ما سهمی در این راه داشته باشیم و عشق را به همنوعانمان هدیه دهیم
* فرصت مشارکت در این طرح: 1 بهمن لغایت 30 بهمن 86
* زمان تقریبی خرید: جمعه 10 اسفند 86
* زمان تقریبی بسته بندی و توزیع : شنبه 18 اسفند 86
* به یاری خداوند و با همراهی شما، امسال هم شاهد لبخند و رضایت 220 خانواده نیازمند بر سر سفره
هفتسین نوروز 87 خواهیم بود