|
هر وقت که مصمم به انجام کاری شوید و
حرکت به سوی موفقیت را آغاز کنید ، به طور ناخواسته فرصتی را برای اظهار
وجود تضاد و برخورد فراهم ساخته اید . این دقیقاً یک واقعیت اجتناب
ناپذیر زندگی است . شما اگر دو یا چند نفر را در یک کار گروهی کنار هم
بگذارید ، بالقوه خطر برخورد و تضاد بین آنها را فراهم ساخته اید و اگر
نتوانید این تضاد را به طور صحیح مدیریت کنید ، در اندک مدتی دشمنی و
کینه حاصل از آن می تواند توانایی شما برای ادامه راه را از بین ببرد و
مانع از تحقق اهدافتان گردد . این واقعیتی است که شما در تمام صحنه های
زندگی از محیط خانواده گرفته تا محیط مدرسه و کارخانه و اداره با آن روبه
رو خواهید شد . اما نکته مهم و جالب اینجاست که تضاد می تواند چیز خوبی
باشد البته به شرطی که درست مدیریت شود . مدیریت صحیح و به موقع تضادها و
دشمنی ها می تواند مجموعه شما را به موفقیت نزدیکتر سازد . در نتیجه برای
موفق شدن و در مسیر توفیق و کامیابی قرار گرفتن ، شما باید هنر مدیریت و
تسلط بر تضاد و برخورد را بدانید و در لحظات مناسب آن را به کار بندید .
اگر می خواهید به درستی و در زمان مناسب
تضاد به وجود آمده را مدیریت کنید حتماً به نکات زیر توجه داشته باشید :
1-
هیچوقت بدترین حالت را فرض نکنید .
همیشه خوش بین باشید و گمان نکنید که
آنها حتماً اعمال و رفتارشان برای صدمه زدن و بر علیه شما صورت گرفته است
. گمان نکنید که هر حرکت همکار و همراه شما از روی عمد و با قصد و سوء
نیت انجام شده است . واقعیت این است که در اکثر اوقات فرضیات ما غلط
هستند و تمام فرضیات ذهنی ما باعث می شوند که عمیق تر در چاله های ذهنی و
خیالی خود فرو رویم و بیشتر از واقعیت و درک آن دور باشیم .
2-
سوال بپرسید .
از آنجا که شما نمی توانید هر چیزی را
حدس بزنید ، پس یاد بگیرید که قبل از ارائه واکنش مقابله به مثل و بروز
برخورد ، واقعیات را از دید شخص مقابل خود ببینید . برای این کار می
توانید این سوالاتی نظیر زیر را بپرسید :
* قصد و نیت تو از گفتن آن حرف و یا از
انجام آن عمل چه بود ؟ (چه بسا طرف شما نیت خیری داشته است و ابداً نظر
سویی نسبت به شما نداشته است .)
* چه افکاری پشت سر کلمات و اعمال تو
پنهان بوده است ؟ ( شاید فرد مقابل شما بر اساس منطق و اندیشه خوب و
درستی حرف زده و عمل کرده است . اندیشه ای که هرگز به فکر شما خطور نکرده
است .)
* آیا به نتیجه و تأثیر کلام خود فکر
کرده بودی و به این موضوع اندیشیده ای که من ممکن است چه برداشتی از حرکت
و گفتار تو داشته باشم ؟ ( شاید فرد یا افراد مقابل شما متوجه نباشند که
ممکن است حرف و عملشان چه تأثیر بد و ناخوشایندی روی شما داشته باشد . )
3-
به جای اینکه انتظار داشته باشید طرف
مقابل شما خودش موضوع را بفهمد ، برایش توضیح دهید
که شما چه برداشتی را از اعمال و حرفها و رفتارهای او دارید و چه احساس و
واکنشی نسبت به حرکات او در شما ایجاد شده است . به هیچ وجه کار درستی
نیست که بی مقدمه جلوی او بایستید و فریاد بزنید که : این تو بودی که این
کار را انجام دادی و... به جای آن می توانید بگویید : من احساس می کنم که
اگر شخص محترمی مثل شما این واکنش را نشان می داد بهتر بود !
4-
در هر لحظه یک موضوع را در نظر بگیرید
و سعی نکنید که به یکباره تمام خطاها و بدی های فرد مقابل را روی سر او
خراب کنید و به او اجازه دفاع ندهید . هر بار روی یک موضوع تضادآفرین بحث
کنید و وقتی بحث آن بسته شد سراغ موضوع بعدی (البته در صورت موجود بودن)
بروید .
هرگاه کسی به شما حمله کرد و مقابل شما
ایستاد از شیوه های زیر استفاده کنید :
1-
شخصیت خود را زیر سوال نبرید .
در بدترین حالت شاید مقصر شما باشید ولی
دلیل نمی شود که شما یک فرد بد و خبیث باشید . بنابراین با اولین حمله ای
که به شما می شود فکر نکنید که شخصیت شما زیر سوال رفته است و آنها به
حیثیت شما توهین کرده اند . وقتی ما گمان می کنیم که حیثیت ما مورد هجوم
قرار گرفته است ، ناخودآگاه گارد دفاعی قوی تری به خود می گیریم و این
کار خود باعث قوت گرفتن تضاد و دشمنی می گردد .
2-
مقابله به مثل نکنید .
سعی کنید وقتی کسی از شما عیب می گیرد و
به شما حمله می کند ، متقابلاً عیوب او را مقابل چشمانش بیاورید و بدی
های او را به رخش بکشید . اگر طرف مقابل شما خود دچار مشکل است ، صحبت
راجع به آن را به بعد موکول کنید. نگذارید بحث به آنجا بکشد که هر طرف
سعی کند خودش را پاک تر و بهتر جلوه دهد و تقصیرات خودش را کمتر و بی
اهمیت تر نشان دهد . هر چند شاید مشکل باشد اما سعی کنید بحث و جدال مسیر
خودش را برود تا نهایتاً راه حلی برای مشکل پیدا شود .
3-
کمی زمان بخواهید تا واکنش و جواب مناسب
پیدا شود .
یک راه برای جلوگیری از تضاد و برخورد
این است که به طور خیلی ساده از طرف مقابل فرصت بخواهید تا توضیح مناسبی
پیدا کنید . اکثر اوقات وقتی کسی جلوی ما می ایستد و خط و نشان می کشد ما
دقیقاً دلیل آن را نمی دانیم . گرایش طبیعی و ذاتی هر انسانی در این
مواقع واکنش تدافعی و مقابله به مثل است . اما اگر ما کمی عقب بنشینیم و
فرصتی برای تأمل پیدا کنیم ، می توانیم منطقی تر عمل کنیم و اوضاع و
شرایط را مناسب تر کنترل کنیم و یا حداقل با تنش کمتری با مشکل روبه رو
شویم .
4-
از طرف مقابل فرصتی برای مذاکره و حل مشکل از طریق بحث و گفتگو بخواهید .
بگذارید طرق مقابل شما بداند که شما برای
احساس و برداشت او اهمیت قائلید و به صورت جدی می خواهید مشکل او را حل
کنید . در فاصله سه روز آتی زمانی را کنار بگذارید و با آرامش سعی کنید
مشکل به وجود آمده را مورد حلاجی و کنکاش قرار دهید .
اما در هر حال نکات زیر را مد نظر قرار
دهید :
1-
چشمان خود را روی تصویری بزرگتر از اوضاع
نگاه دارید .
آیا این نقطه همان جایی است که شما می
خواهید بازی را واگذار کنید ؟ خوب فکر کنید و ببینید موضوع مورد جدال آیا
اساساً اهمیتی دارد که به خاطر آن خون خود را کثیف کنید و سیستم را به هم
بریزید ؟ آیا برای ایجاد یک همکاری و همراهی و ارتباط دوسویه بهره ور و
پر سود ، اصولاً اهمیتی دارد که طرف مقابل بد شما را گفته باشد و یا در
یک میهمانی ادای شما را درآورده باشد ؟ البته که چنین نیست ! اما
متأسفانه اکثر آدمها خودشان را با این موضوعات پیش پا افتاده درگیر می
کنند و غافل اند که با کمی کوتاه آمدن و گذشت می توان مجموعه را حفظ کرد
و از سود نهایی حاصل از تداوم ارتباط بهره برد .
2-
همیشه با طرف مقابل مثل یک انسان رفتار
کنید .
مهم نیست که او چه بلایی سر شما آورده
است ، اما او یک انسان است و برای خود ارج و قربی قائل است و شما باید به
او احترام بگذارید . آدمها جمع اشتباهاتشان نیستند و هیچ انسانی نباید
اساس میزان خطاهایش تعریف شود . انسان مجموعه ای از امیدها و رویاها ،
ترس و نگرانی ها و نقاط ضعف و قوت است . کمی هم او را در خارج از محیط
کار تجسم کنید که چقدر با زن و فرزندش مهربان است و به موقع اهل شوخی و
مزاح است . به این ترتیب یک طرفه به قاضی نمی روید و بی جهت پیشاپیش طرف
مقابل را محکوم نمی کنید .
3-
راه حل گرا باشید .
هر کاری که انجام می دهید روی مشکل تمرکز
نکنید ، بلکه به جای آن از خودتان و از فرد مقابل بپرسید که برای حل و
رفع مشکلی که پیش آمده چه راه حلی می توان پیدا کرد . به جای اینکه
بگویید : تو چه قدر ابله بودی که این حرکت مسخره را انجام دادی ؟ بگویید
: « خوب حالا که کار از کار گذشته و اتفاقی که نباید افتاده ، چه کنیم تا
تأثیر سوء این اتفاق به حداقل برسد و مشکل برطرف گردد ؟» هدفتان همیشه
این باشد که سیستم و مجوعه ای که شما در آن مشغولید دوباره به حیات خود
ادامه دهد ، نه این که به هر قیمتی که شده طرف مقابل خودتان را ادب کنید
!
همانگونه که در ابتدا اشاره شد تضاد چیز
بدی نیست و می تواند باعث ایجاد یک ارتباط عمیق تر و صمیمی تر در مجموعه
گردد ، فقط به شرطی که تمام اعضای گروه بدانند چگونه تضادها را مدیریت
کنند .
بنابراین دفعه بعد که تضاد و برخوردی در
مجموعه شما به وجود آمد ، نکات فوق را بکار بندید و از دل کینه و دشمنی
نتیجه و اثر مثبت و انرژی بخش بیرون بکشید .
به نقل از ماهنامه موفقیت شماره 25
نوشته فرامرز کوثری
|